سفارش تبلیغ
صبا ویژن
جمله های طلایی و مطالب گوناگون
حرص دردانشمند [از بدترین چیزهاست] . [امام حسین علیه السلام]

نوشته شده توسط:   الهه ناز  

شنبه 99 تیر 7  5:20 عصر

 

شعر آموزش فصل ها به کودکان,شعر فصل ها,شعر فصل های سال برای کودکان

شعر کودکانه فصل های سال

کودکان تقریبا از سن 4 تا 5 سالگی تغییرات آب و هوایی در فصل های مختلف سال را حس می کنند و این موضوع برای آن ها قابل درک است. بنابراین بهترین زمان آموزش فصل ها به کودکان از این سن هست. روش های مختلفی برای  آموزش فصل های سال به کودکان هست که یکی از بهترین روش ها برای بهتر به ذهن سپردن فصل ها برای کودکان آموزش به صورت شعر است. در این مقاله چندین شعر آموزش فصل ها به کودکان را گردآوری نموده ایم.

 

آی بچه ها، آی بچه ها
اسم من ساله، اسم من ساله
من چهار تا بچه دارم، بچه دارم
اسمشون فصل، اسمشون فصل
فصل اول بهاره، بهار شکوفه داره
فصل دوم تابستان، میوه میشه فراوان
فصل سوم پاییزه، پاییز برگها می ریزه
فصل چهارم زمستان، سرما و برف و باران

****شعر آموزش فصل ها****

فروردین و اردیبهشت و خرداد
سه ماه بهاره ، سه ماه بهاره ، نه سرده ، نه گرمه


تیر و مرداد و شهریور
سه ماه تابستان ، سه ماه تابستان ، گرم گرم ، گرم گرم

مهر و آبان و آذر
سه ماه پاییزه ، سه ماه پاییزه ، نه سرده ، نه گرمه

دی و بهمن و اسفند
سه ماه زمستان ، سه ماه زمستان ، سرد سرد ، سرد سرد

****شعر آموزش فصل ها به کودکان****

 

شعر آموزش فصل ها به کودکان,شعر فصل ها,شعر فصل های سال برای کودکان

شعر کودکانه فصل ها

 
من می دونم که هرسال
چهار تا فصل داره
اول اون چهار تا
فصل خوب بهاره
بهار میاد با شادی
سبزه و گل میاره
رو شاخه‌ی درختا
برگ تازه میذاره
بعد از بهار، تابستون
هوای گرمی داره
تعطیلات تابستون
حال و هوایی داره
بعد از تابستون، پاییز
میاد با رنگای شاد
برگ درخت می‌ریزه
وقتی که می‌وزه باد
اما زمستون سرد
بعد از فصل پاییزه
آسمون ابری میشه
گوله گوله  برف می‌ریزه
چهار تا فصل خدا
جالب و رنگارنگه
هر کدومش یه جوری
خوشگله و قشنگه

****شعر کودکانه درباره فصل ها ****

بهار:بهارم و بهارم فصل اول سالم
تابستان:فصل دوم آی بچه ها تابستونه تابستون
پاییز:فصل سوم آی بچه ها پاییزه و پاییزه
زمستان :آخریم زمستون آی بچه ها همه شما رو قربون

****شعر کودکانه فصل بهار****

شعر فصل بهار:
 بهار آمد، گل آمد
نسرین و سنبل آمد
گل‌های سرخ و زیبا
در باغ خانه‌ی ما
چشم‌ها را باز کردند
با خنده ناز کردند
بنفشه دسته‌دسته
کنار جو نشسته
در روز آفتابی
در آسمان آبی
پرنده‌ی خوش‌آواز
پر زد و کرد پرواز
بهار آمد، گل آمد
نسرین و سنبل آمد
سروده‌ی پروین دولت‌آبادی

**** شعر آموزش فصل ها به کودکان ****

شعر فصل تابستان:
آمده فصل تابستان
با خورشید فروزان
تیر و مرداد،شهریور
می آیند با تابستان
تابستان گرمِ  گرم است
آفتابش داغ و سوزان
اما من دوستش دارم
چون تعطیل است دبستان
تابستان فصل کوشش
تابستان فصل کار است
بر شاخه ی درختان
میوه های آبدار است
میوه ی آبدار و شیرین
نعمت پروردگاراست

**** شعر کودکانه آموزش فصل ها ****

 

 

شعر آموزش فصل ها به کودکان,شعر فصل ها,شعر فصل های سال برای کودکان

شعر آموزش فصل های به کودکان

 
شعر فصل پاییز:
پاییزه پاییزه
برگ درخت میریزه

هوا شده کمی سرد
روی زمین پر از برگ

ابر سیاه و سفید
رو آسمونو پوشید

دسته دسته کلاغا
میرن به سوی باغا

همه با هم یکصدا
می‌گن قار قار قار

**** شعر کودکانه فصل ها ****

شعر فصل زمستان
 بازم زمستون اومده خونمون
تو فصل تازه داریم یه مهمون
هر فصلی از سال یه شکل و رنگه
کار خداست هر کدوم یه جور قشنگه
سرما میاد تو کوچه ها ابرها تو آسمون ما
باز برف و بارون بازم زمستون
اما تو دلهای ما رنگین کمون شادی ها
توسوز سرما گرم دل ما
اینجا اونجا هرجا توقلب بچه ها
رنگین کمونه رنگین کمونه
بازم زمستون اومده خونمون
تو فصل تازه داریم یه مهمون
هر فصلی از سال یه شکل و رنگه
کار خداست هر کدوم یه جور قشنگه
سرما میاد تو کوچه ها ابرها تو آسمون ما
باز برف و بارون بازم زمستون
اما تو دلهای ما رنگین کمون شادی ها
توسوز سرما گرم دل ما
اینجا اونجا هرجا توقلب بچه ها
رنگین کمونه رنگین کمونه

 

گردآوری: بخش کودکان بیتوته


 

نوشته شده توسط:   الهه ناز  

شنبه 99 تیر 7  5:16 عصر

 

اشعار کفر آمیز خیام, شعر کوتاه می و مستی

اشعار خیام

 

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب

جان و دل و جام و جامه پر درد شراب

فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب

آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

 

اشعار کفر آمیز خیام, شعر کوتاه می و مستی

شعر کوتاه می و مستی

 

برخیز و بیا بتا برای دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم

زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما

 

اشعار کفر آمیز خیام, شعر کوتاه می و مستی

اشعار خیام شراب

 

یاران موافق همه از دست شدند

در پای اجل یکان یکان پست شدند

خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر

دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند

 

اشعار کفر آمیز خیام, شعر کوتاه می و مستی

شعر خیام در مورد شراب

 

یک جام شراب صد دل و دین ارزد

یک جرعه می مملکت چین ارزد

جز باده لعل نیست در روی زمین

تلخی که هزار جان شیرین ارزد

 

اشعار کفر آمیز خیام, شعر کوتاه می و مستی

شعر خیام 

 

این اهل قبور خاک گشتند و غبار

هر ذره ز هر ذره گرفتند کنار

آه این چه شراب است که تا روز شمار

بیخود شده و بی‌خبرند از همه کار

 

اشعار کفر آمیز خیام, شعر کوتاه می و مستی

رباعیات حکیم عمر خیام

 

امروز ترا دسترس فردا نیست

و اندیشه فردات به جز سودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست

کاین باقی عمر را بها پیدا نیست

 

اشعار کفر آمیز خیام, شعر کوتاه می و مستی

اشعار خیام

 

ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت

 

ناگه برود ز تن روان پاکت

بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند

زان پیش که سبزه بردمد از خاکت

 

اشعار کفر آمیز خیام, شعر کوتاه می و مستی

اشعار ممنوعه خیام

 

می خوردن و شاد بودن آیین منست

فارغ بودن ز کفر و دین دین منست

گفتم به عروس دهر کابین تو چیست

گفتا دل خرم تو کابین منست

 

اشعار کفر آمیز خیام, شعر کوتاه می و مستی

شعر کوتاه می و مستی

 

ای چرخ فلک خرابی از کینه تست

 

بیدادگری شیوه دیرینه تست

ای خاک اگر سینه تو بشکافند

بس گوهر قیمتی که در سینه تست

 

اشعار کفر آمیز خیام, شعر کوتاه می و مستی

شعر خیام 

 

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است

در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

 

اشعار کفر آمیز خیام, شعر کوتاه می و مستی

رباعیات حکیم عمر خیام

 

چون چرخ بکام یک خردمند نگشت

خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت

چون باید مرد و آرزوها همه هشت

چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت

 

اشعار کفر آمیز خیام, شعر کوتاه می و مستی

دوبیتی های خیام

 

چون بلبل مست راه در بستان یافت

روی گل و جام باده را خندان یافت

آمد به زبان حال در گوشم گفت

دریاب که عمر رفته را نتوان یافت

 

اشعار کفر آمیز خیام, شعر کوتاه می و مستی

شعر خیام 

 

فصل گل و طرف جویبار و لب کشت

با یک دو سه اهل و لعبتی حور سرشت

پیش آر قدح که باده نوشان صبوح

آسوده ز مسجدند و فارغ ز کنشت

 

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته



 

نوشته شده توسط:   الهه ناز  

دوشنبه 99 خرداد 26  3:34 عصر

 

 شعرهای حسین صفا, غزلهای حسین صفا

اشعار عاشقانه حسین صفا

حسین صفا متولد 1359شاعر ایرانی است. او سرودن شعر را از نوجوانی آغاز کرده و همچنان ادامه می‌دهد. حسین صفا موازی با سرودن غزل و ترانه، در سرودن شعر آزاد هم دست دارد. 

اولین دفتر شعر حسین صفا با عنوان "کنار پلّه? تاریک و چند غزل برای زنم" در سال 1388 چاپ گردید. "وصیت و صبحانه" دومین مجموعه غزل حسین صفا و "من کم‌تحملّم" نخستین مجموعه? ترانه و شعر محاوره‌ای او در سال 1392 به چاپ رسید. "صدای راه‌پلّه می‌آید" عنوان اولین مجموعه? شعر سپید حسین صفا است که در سال 1393 چاپ شده‌است. 

حسین صفا از شاعران پیشرو در غزل فارسی محسوب می‌شود.

تمام آهنگ‌های نهمین آلبوم رسمی محسن چاوشی یعنی ابراهیم از غزل‌های حسین صفا در کتاب منجنیق هستند.

در ادامه برخی از آثار زیبا و عاشقانه حسین صفا را با هم مرور می کنیم:

 

خیلی وقته حرفامو

 از چشام نمی خونی

حالمو نمی پرسی

دردمو نمی دونی

هم ازم گریزونی

هم می گی دوسم داری

زخم می زنی اما

از جذام بیذاری

دیر می رسی از راه

اسم این زرنگی نیست

زود می ری اما این

عادت قشنگی نیست

با خودت که درگیری

از همه طلبکاری

من که از تو دل کندم

بس که مردم آزاری

هم می گی دوسم داری

هم ازم گریزونی

حالمو نمی پرسی

دردمو نمی دونی

با دروغ همدستی

از غرور لبریزی

حای آبرو داری

آبرومو می ریزی

هفت خط و مرموزی

مثل مهره ماری

مهربون شدی امروز

باز چه نقشه ای داری

هیشکی از تو راضی نیست

از همه طلبکاری

من که از تو دل کندم

بس که مردم آزاری

حسین صفا

 

اشعار عاشقانه حسین صفا, شعرهای حسین صفا

شعرهای حسین صفا

 

چیزی ندارم جز این دستان تهی‌دست

اما دوستت دارم

 رگ‌هایم را برای تو آورده‌ام که علاقه‌ای به آبی نداری

عذر می‌خواهم از تو

زیرا نیمی از قلبم

نزد دوستانم به امانت است

در این سن بالا و ارتفاع کم

آستینم به چشمم نمی‌رسد

گهواره‌ای در قلبم تکان می‌خورد

به تازگی پا به جهانت گذاشته‌ام

و افسوس می‌خورم

که برای عبور از خیابان‌های عریض

قدم‌های کوتاهی دارم

این گلدان را کجای دلم بگذارم

که مُشرف به پنجره‌ات باشد

واقعاً چه ساعاتی از روز را

به چشمانم اختصاص دهم

که ناودان‌ها و معابر نرنجند از من؟

غمت غمگینم کرده است

اما دوستت دارم

حسین صفا

 

اشعار عاشقانه حسین صفا, شعرهای حسین صفا

شعرهای عاشقانه حسین صفا

 

من که خوابم نمیبرد خواب و

راحتم را گرفته بیتابی

عشق من! نیمه های شب شده و

تو در آغوش همسرت خوابی

از تو عمری گذشته اما من

با خودم فکر میکنم که هنوز

تو همان دختر جوان هستی

با همان گونه های سرخابی

فرض کن این اتاق پیش من است

 و همین تخت با من خوشبخت

فرض کن این لباس خواب سفید

فرض کن این ملافه ی آبی

اتفاقا شبی رباط کریم

 زیر باران من خراب شود

 اتفاقا تو هم پس از باران

 اثری از خودت نمی یابی

پرده را میزنم کنار ، امشب

از شب پیش هم سیاه تر است

فرض کن اتفاقا امشب هم

نیستی و به من نمیتابی

پس کجا رفته آن دو چشم قشنگ؟

 آن دو تا چشم کوچک دلتنگ

کو دل تنگ کوچکت؟کو آن

 صورت مهربان مهتابی؟

در کنارت کسی که میخوابد

گونه ات را چگونه میبوسد؟

آه... او را چگونه میبوسی؟!

در کنارش چگونه میخوابی؟!

 باز هم قرص دیگری خوردم

بلکه مُردم، دل از تو هم کندم

و خودم را به سختی آکندم

به همین خواب های مردابی...

نتوانستم از تو دل بکنم

شب فردا به یادت افتادم

ساعتم را که کوک میکردم

فکر کردم کنار من خوابی

حسین صفا 

 

 شعرهای حسین صفا, غزلهای حسین صفا

ترانه های حسین صفا

 

او که یک چیز نامشخّص بود

 هی مرا سمت خود کشید وَ من

 نامشخّص به سمت او رفتم

در خِلال همین کشیده شدن

هر چه بیهوده دست و پا نَزدم

بیشتر در خودم فرو رفتم

او که یک عطر نامشخّص داشت

 از بهشتی که نامشخّص بود

 پخش می شد به سوی شامّه ام

 من که چون دوزخی رها بودم

 و مشخّص نشد کجا بودم

بو کشیدم، به سمت بو رفتم

سال ها درد نازکی بودم

که به خون آبیاری ام کردم

درد نازک عظیم و محکم بود

درد محکم عمیق شد، غم شد

و من از غم بدل به ریگ شدم

و به پای خودم فرو رفتم

او که در خود هزار دالان داشت

او که پیچیده بود و تو در تو

 او که چیزی نبود غیر از او

به هزاران روش کشیده مرا

من هزاران نفر شدم، آنگاه

به درون هزار تو رفتم

کوه بی قراریم یک سو

سوی دیگر مَحال بودن او

و مَحالات دیگرش سویی

و خیالات من به دیگر سو:

پس شتابان چهار تِکّه شدم

و شتابان به چارسو رفتم

اوی من! اوی نامشخّص من!

نرم حاضر جواب گوش به در!

اگر امشب کسی به در نزد و

در اگر وا نشد، وَ آن که نبود

اگر از حال من سؤال نکرد

در جوابش تو هم نگو: رفتم

با تو رفتم، تو بردی ام از هوش

اوی پنهان کاملاً خاموش!

متشخّص ترین سواره ی من!

من به پای خودم، به میل خودم

با تو هر نکته ی چموشی را

شیهه در شیهه، مو به مو رفتم

سرنوشتم غلیظ و قرمز بود:

دمِ درگاه نامشخّص، او

زائری بود و جویِ منتظری

پیش پاهای زائرش مثلِ

خون گوساله ای که ذِبح کنند

سرخ جاری شدم به جو رفتم

حسین صفا

 

اشعار عاشقانه حسین صفا, شعرهای حسین صفا

شعرهای حسین صفا

 

آخ که چقدر خوبه، قدم زدن با تو

چه خوب و افتابیه، هوای من با تو

تو کافه های شلوغ، گوش دادن به صدات

چه لذتی داره...

تو خلوت کوچه، گرفتن دستات،

چه لذتی داره...

بازم اجازه بده بهت سلام کنم، نگو باهام قهری

با اینکه میدونم ؛ تو بی اجازه ترین عاشق این شهری !

 تو غربت خونه، جز منِ دیوونه، کی غصه ی تو رو خورد ؟

شبای تنهایی، بدون لالایی، چجوری خوابت برد ؟

آخ که چه دلگیره هوای من بی تو

چقدر نفسگیره، قدم زدن بی تو

تو خلوت کوچه گرفتن دستات

همش دروغه... دروغ

چقدر ادامه بدم ، به گم شدن تو این خیابونای شلوغ !

جز منِ دیوونه، کی وقتی حس میکنه که داره میمیره..

حتی واسه مردن، از توی دیوونه، اجازه میگیره ؟

چراغای رنگی، آدمای سنگی..سرفه و دلتنگی..

تو کافه ی خالی، یه استکان چایی..کنار تنهایی..

 اون طرف میزم، جات خالیه عزیزم !

حسین صفا

 

اشعار عاشقانه حسین صفا, شعرهای حسین صفا

اشعار عاشقانه حسین صفا

 

 دریا واسه کشتی‌هایِ بی‌سرنشین جا نداره

پس من چرا غرق بودم ؟ تهران که دریا نداره

 

این گوشه از شهر امنه ، من سعی کردم نمیرم

انقدر نمیرم که آخر ، این گوشه پهلو بگیرم

 

تو سال‌ها سرنشین ِ این گوشه از شهر بودی

اما با من که همیشه همسایتم قهر بودی

 

 آرامش قبل طوفان ، ابروی اون روی ماهه

اخمت به من گفت هر شب ، طوفان سختی تو راهه

 

چند روز، چند سال، چند قرن، از ردپامون گذشته

قلبم به عمر یه تاریخ از این خیابون گذشته

 

 قلبم مث گوش ماهی با موج موهات رفیقه

عشق من این تنگ کوچیک ، کوچیکه اما عمیقه

 

دریا واسه کشتی‌هایِ بی‌سرنشین جا نداره

پس من چرا غرق بودم ؟ تهران که دریا نداره

 

 هر جا پی‌ت رفته بودم ، دلتنگ برگشته بودم

آشفته و خسته انگار ، از جنگ برگشته بودم

 

من خوب بودم تا یه شهر ، با خشک سالیش بدم کرد

خوب شد ، خدا رحم کرد و عشق تو دریا زدم کرد

 

 دریا واسه کشتی‌هایِ بی‌سرنشین جا نداره

پس من چرا غرق بودم ؟ تهران که دریا نداره

حسین صفا

 

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته 


 

نوشته شده توسط:   الهه ناز  

شنبه 99 خرداد 3  6:39 عصر

 

مناجات وداع با ماه رمضان, شعر وداع با رمضان

مناجات وداع با ماه رمضان

 

دیدی رمضان رفته و پر باز نکردم

تا خیمه گهِ سبز تو پرواز نکردم

 

ماه تو گذشت عاشقی آغاز نکردم

من پُست غلامیِ تو احراز نکردم

 

ساقی بده جامی که تو را درک نکردم

 شاید که دگر میکده را درک نکردم

 

من لایق مهمانی ات ای یار نبودم

من قابل الطاف تو ای یار نبودم

 

بودم به حضور تو و انگار نبودم

در محضر تو بودم و انگار نبودم

 

من بار دگر خسته و تنها شدم ای وای

شرمنده ی تو یوسف زهرا شدم ای وای

 

شب های مناجات و دعا رفت ز دستم

فیض سحر ذکر خدا رفت ز دستم

 

یک ماه نه یک عمر صفا رفت ز دستم

همسفرگیِ با شهدا رفت ز دستم

 

جامانده ترین رهروِ این جاده منم من

از پا و نفس بین ره افتاده منم من

 

افسوس که رفته ز کفم حاصلم ای دوست

آلوده نمودم به چه سرعت دلم ای دوست

 

بیمار گناهم چه کنم غافلم ای دوست

بنما تو به درک عرفه شاملم ای دوست

 

راضی شو ز من گرچه گنهکار و حقیرم

بنگر به «أجِرنا» پیِ احسان مجیرم

 

من جز تو کسی را گل زهرا نستایم

شکرانه به جا آورم از این که گدایم

 

با عشق تو می سوزم و می سازم و آیم

تا آنکه زنی در حرمت قفل به پایم

 

بگذار سحرها به قنوت تو بمانم

مثل تو سحر ناله ی العفو بخوانم

 

شب های زیارت ز دل خسته دلان رفت

هم ناله شدن با نفس سینه زنان رفت

 

گریه ز غم قافله ی اهل جنان رفت

تا اینکه براتی ز تو گیریم زمان رفت

 

هرکس که از او قلب تو دلدار رضا شد

داریم یقین روزیِ او کرب و بلا شد

 

دست کرمت گر ز کسی دست نگیرد

بیچاره شود زار و گنهکار بمیرد

 

خوش بخت هر آنکه دلت او را بپذیرد

از لوث گنه پاک شده عید بگیرد

 

بر ما که فقیران ره تزکیه هستیم

عیدی بده ما مستحق فطریه هستیم

 

ای آن که تو صاحب به زمین و به زمانی

هستی به کنار همه و باز نهانی

 

فرزند رضا ضامن عشاق جهانی

ای کاش نمازی به صف فطر بخوانی

 

تا آنکه به دست دل تو دل بسپاریم

سر بر قدمت یوسف زهرا بگذاریم

شاعر:احسان محسنی فر

 

مناجات وداع با ماه رمضان, شعر وداع با رمضان

مناجات وداع با ماه رمضان

 

رمضان رفت ولی بار گناهم مانده

به همان سفره ی تو خیره نگاهم مانده

 

گفته بودم به خودم توبه کنم خوب شوم

رمضان رفت ولی روی سیاهم مانده

 

داده ام دل به علی ضامن این بد بشود

خط نزن نام مرا راه نجاتم مانده

 

به همان رّبنا بر دم افطار سوگند

که براین گداییم هستم خدایا خرسند

 

شده ام آتش نمرود گلستانم کن

تشنه ی اب حیاتم تو سیرابم کن

 

نیمه شب وقت سحر دست به دعا برداشتم

خجل و شرمنده ام دست از شما برداشتم

 

مزد این سی شبه را برات کربلا بده

تو به جای گریه هام یه ایون طلا بده

 

عید فطر امده است عیدی به من برات بده

تو به من مجوز رد شدن از صراط بده

 

هرکه گفت حسین حسین آقا خودت نجات بده

شاعرت خسته شده جوهری به گدات بده

شاعر:حامد فعلی

 

مناجات وداع با ماه رمضان, شعر وداع با رمضان

اشعار وداع با رمضان

 

با اشک کنم بدرقه ماه رمضان را

با شوق کنم زمزمه آوای اذان را

 

غفران خدا بار گناهان مرا برد

چون رود که با خود ببرد برگ خزان را

 

هر قدر که اظهار نمایم شعف خویش

پنهان نتوان کرد نگاه نگران را

 

عید آمده  عیدی خدا هست مهیا

بگذار زمین ای دل من بار گران را

 

هر قدر که زیبا و پر از نور ولی رفت

هرگز نشود تا که نگه داشت زمان را

 

ایام خوشی بود سحرهای  قشنگش

میشد که کنی درک تجلی جنان را

 

یک ماه کشیدیم مشقت شب مزد است

تمرین کن و از کذب،نگهدار زبان را

 

امشب در میخانه دلدار شلوغ است

برد عشق ازل هوش همه میزدگان را

 

امشب شب مستی است اگر باده حرام است

بر من بنویسید گناه دگران را

 

میبینم از این عشق که غوغاست به عالم

شیدا شرر عشق کند پیر و جوان را

 

با موی شکن در شکنت بسته ام عهدی

هرگز ندهم جز به خم موی تو جان را

 

بگذار که در عشق تو گمنام بمانم

رسوا مکن این سائل بی نام ونشان را

 

پشت در میخانه نشستم دو سه روزی

تا که نگرم عربده باده کشان را

 

پیمانه به پیمانه نشانی تو دیدم

دیدم  شعف وشور همه حیدریان را

 

فطر آمده تبریک که هنگام سرور است

در روغن عشق تو زدم تکه نان را

 

هر چند کمیل از تو بسی شکر گزار است

مهمان کرم کن دل این دلشدگان را

 شاعر:کمیل یزدی

 

مناجات وداع با ماه رمضان, شعر وداع با رمضان

اشعار خداحافظی با ماه رمضان

 

عطر اشک و دعا خداحافظ

ماه خوب خدا خداحافظ

 

رمضان ای کریم سی روزه

می رود این گدا خداحافظ

 

سفره را بسته ای و باز شده

راه افسوس با خداحافظ

 

روزها!جزها!تلاوت ها!

سوره ها آیه ها خداحافظ

 

 در شب عید غصه باید خورد

جای افطار با خداحافظ

 

می رود محو می شود رمضان

می رسد این ندا: خداحافظ

 

ای دعای خوش ابوحمزه

در سحرهای ما خداحافظ

 

به صفای تو تازه دل بستیم

می روی بی وفا؟ خداحافظ؟

 

فرصتی نیست در شب آخر

ربنا اغفرلنا خداحافظ

شاعر:سید محمد حسین ابوترابی

 

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته 


 

نوشته شده توسط:   الهه ناز  

چهارشنبه 99 اردیبهشت 24  5:29 عصر

 

اشعار ضربت خوردن حضرت علی, شعرهای ضربت خوردن حضرت علی

شعر ضربت خوردن حضرت علی

 

شب آخره علی داره ، می بره غریب و تنها

برا یتیمای کوفه ، توی کیسه نون و خرما

مرد غریبه ی این دنیا، شبا رو تا صب بیداره

آروم نمی گیره چشماش، بارونیه و میباره

 

چاه کوفه هم با خبره

سی ساله علی خون جگره

به آسمونا خیره شده 

میگه دیگه وقت سفره

آی خدا ، چقده غریبه حیدر

 

دم اذونه داره میره، تا که می رسه پشت در

تازه میشه داغ حیدر ، یاد گل یاس پرپر

قدم می ذاره توی کوچه ، دوباره دلش خون میشه

از کوچه داره تو ذهنش، خاطره ی بد همیشه

 

میگه به دل آذر میزدن

به پر کبوتر میزدن

پیش چش من همسرمو

بین دیوار و در میزدن

 

آی خدا ، چقده غریبه حیدر

آسمونیا چه بی تابن، با نماز مولای دین

از خون سر علی حالا، شده روی مولا رنگین

 فرق علی تا ابرو واشد، تو عرش خدا غوغا شد

دوباره غریبی سهمه، دل زینب کبرا شد

 

زینب و غریبی دوباره

روز خوش و خوبی نداره

از سر شکافته بخدا 

خون دل حیدر می باره

 یا 

 دل زینبش بیقراره

روز خوش و خوبی نداره

یه روزی میاد با لباسه

اسیری به کوفه دوباره

 

داره می بینه روضه ها رو

می بینه غم مرتضا رو

با سر شکافته می بینه

سرای روی نیزه هارو

شاعر:حسین رحمانی

 

شعرهای ضربت خوردن حضرت علی ، متن اشعار ضربت خوردن حضرت علی

متن اشعار ضربت خوردن حضرت علی

 

بگیر ای مرگ عالم را در آغوش

که از فرق علی خون میزند جوش

 

متاب ای مه متاب ای مه که امشب

چراغ عمر مولا گشته خاموش

 

به جز سجّاده و محراب خونین

به هر جا بنگرم باشد سیه پوش

 

در و دیوار مسجد را مشوئید

مبادا تا شود این خون فراموش

 

چه سان باور کنم مرگ علی را

گمانم باز مولا رفته از هوش

 

سزای آن همه خوبی همین بود

که خون در سجده ریزد از سر و روش

 

کجا رفت آن که رنج عالمی را

چو قوت مستمندان برد بر دوش

 

صدای واعلیا واعلیا

رسد امشب زهر ویرانه بر گوش

 

چو اطفال یتیم کوفه (میثم)

گرفته زانوی ماتم در آغوش

شاعر:استاد حاج غلامرضا سازگار

 

شعرهای ضربت خوردن حضرت علی ، متن اشعار ضربت خوردن حضرت علی

اشعار شهادت حضرت علی

 

مرثیه خوانم با دلی محزون

محرابِ مسجد شد دریای خون

دلها به غربت نشسته شد

فرقِ عدالت شکسته شد

آه و واویلا واغربتا...

 

دل از این ماتم در غم نشیند

وای اگر زینب او را ببیند

از سر تا به پایَش خون شده

عالَم زین عزا محزون شده

آه و واویلا واغربتا...

 

زینب در کوفه بابا را دیده

روزی هم بیند سرِ بریده

رأسِ پر نورِ خونِ خدا

قرآن میخواند بر نیزه ها

آه و واویلا واغربتا...

 

شعرهای ضربت خوردن حضرت علی ، متن اشعار ضربت خوردن حضرت علی

متن اشعار ضربت خوردن حضرت علی

 

دیگر صدای حیدر نیاید سوز دعای دلبر نیاید

اولین مظلوم رفته از دنیا

گشته مهمان حضرت زهرا

آه و واویلا آه و واویلا

 

کوفه بگو پس شیر خدا کو کهفُ التّقی کو نور الهُدی کو

یک دو روزی هست شعر غم خوانده

طفل بی بابا بی غذا مانده

آه و واویلا آه و واویلا

 

ای کوفه دیگر کمتر جفا کن کمتر جفا بر آل عبا کن

کن مدارا با آل پیغمبر

با حسین و با عترت حیدر

آه و واویلا آه و واویلا

 

دعوت نمایی سلطان دین را حق الیقین را ، حبل المتین را

لیکن اهل تو جمله با دشنه

می کُشند او را با لب ِ تشنه

آه و واویلا آه و واویلا

 شاعر : حاج امیر عباسی

 

اشعار ضربت خوردن حضرت علی, شعرهای ضربت خوردن حضرت علی

مداحی روز 19 ماه رمضان

 

در کوفه محشر شد به پا

آه و واویلا آه و واویلا

فرق علی گشته دو تا

آه و واویلا آه و واویلا

واویلا واویلا...

 

محراب و منبر لاله گون

آه و واویلا آه و واویلا

مسجد شده دریای خون

آه و واویلا آه و واویلا

حاجتش روا شد

مهمان زهرا شد

واویلا واویلا...

 

او جلوه ی سعادت است

 بر خودش سوگند بر خودش سوگند

او کشته ی عدالت است

بر خودش سوگند بر خودش سوگند

گویم با چشم تر

مولانا یا حیدر

 واویلا واویلا...

 

فُزت و ربّ الکعبه اش

آتش دل بود آتش دل بود

شمشیر زهر آلوده در

 دست قاتل بود دست قاتل بود

ملائک گریانند

دلخون و نالانند

واویلا واویلا...

 

شعرهای ضربت خوردن حضرت علی ، متن اشعار ضربت خوردن حضرت علی

متن اشعار ضربت خوردن حضرت علی

 

احترام مسجد و منبر شکست

آن دمی که مرتضی را سر شکست

 

کشتی دین در دل بحر فتن

در تلاطم ، گوئیا لنگر شکست

 

چون شنیدم نالهء روح الامین

در خیالم شد کز او شهپر شکست

 

گفت والله در دل محراب عشق

فرق میر مومنین حیدر شکست

 

از جفای تیغ کین در صبح دم

فرق پاک ساقی کوثر شکست

 

سر ز سجده بر گرفت آن نازنین

لفظ الله گفت و لیک اکبر شکست

 

خون سر پاشید در محراب عشق

حرمت محراب پیغمبر شکست

 

وا عجب شق القمر آمد پدید؟

یا که حیدر را سر انور شکست

 

صبح صادق شاهد این فاجعه

فرق شاه لا فتی کافر شکست

 

منهدم شد والله ارکان هدا

عروه"الوثقی گسست اختر شکست

 

هالهء خون روی حیدر را گرفت

مصطفی را حامی و یاور شکست

 

از خطا زد ابن ملجم ضربتی

از علی سر ، حرمت داور شکست

 

فزت رب الکعبه جاری بر زبان

تا سر آن مرشد و سرور شکست

 

کنز خلقت چون علی گوهر نداشت

دست ظلمت از خطا گوهر شکست

 

فاتح خیبر به خون غلطان شدی

از احبا قلب پر آذر شکست

 

ای صبا رو در بقیع و عرضه دار

آنکه را پهلو به پشت در شکست

 

خیز یا زهرا به سوی کوفه آی

خود نگر که چون سر همسر شکست

 

دلبر عالم ز پا افتاده است

زین تعدی شیعه گشتی ور شکست

 

خواند بنشسته نماز صبح خویش

طاقت و قدرت از آن پیکر شکست

 

ای (هدایت ) زین محن خون گریه کن

فرق میر و رهبر اطهر شکست

شاعر:محمد هدایتی

 

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته


 

نوشته شده توسط:   الهه ناز  

دوشنبه 99 اردیبهشت 8  8:53 عصر

 

اشعار شهریار درباره عشق, اشعار عاشقانه شهریار

اشعار عاشقانه شهریار

سیدمحمدحسین بهجت تبریزی (زاده? 11 دی 1285–درگذشته? 27 شهریور 1367) متخلص به شهریار شاعر ایرانی اهل تبریز بود که به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده‌است.

 

 ویلن تاجبخش

شنیده ام که به شاهان عشق بخشی تاج

به تاج عشق تو من مستحقم و محتاج

تو تاج بخشی و من شهریار ملک سخن

به دولت سرت از آفتاب دارم تاج

کمان آرشه زه کن که تیر لشگر غم

بر آن سر است که از قلب ما کند آماج

اگر که سالک عشقی به پیر دیر گرای

که گفته اند قمار نخست با لیلاج

به پای ساز تو از ذوق عرش کردم سیر

که روز وصل تو کم نیست از شب معراج

زبان شعر نیالوده ام به مدح کسی

ولیک ساز تو از طبع من ستاند باج

به تکیه گاه تو ای تاجدار حسن و هنر

سزد ز سینه سیمین سریر مرمر و عاج

به قول خواجه گر از جام می کناره کنم

به دور لاله دماغ مرا کنید علاج

به روزگار تو یابد کمال موسیقی

چنانکه شعر به دوران شهریار رواج

 

 

اشعار شهریار درباره عشق, اشعار عاشقانه شهریار

گزیده ای از اشعار عاشقانه شهریار

 

 خزان جاودانی

مه من هنوز عشقت دل من فکار دارد

تو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد

نه بلای جان عاشق شب هجرتست تنها

که وصال هم بلای شب انتظار دارد

تو که از می جوانی همه سرخوشی چه دانی

که شراب ناامیدی چقدر خمار دارد

نه به خود گرفته خسرو پی آهوان ار من

که کمند زلف شیرین هوس شکار دارد

مژه سوزن رفو کن نخ او ز تار مو کن

که هنوز وصله دل دو سه بخیه کار دارد

دل چون شکسته سازم ز گذشته های شیرین

چه ترانه های محزون که به یادگار دارد

غم روزگار گو رو پی کار خود که ما را

غم یار بی خیال غم روزگار دارد

گل آرزوی من بین که خزان جاودانیست

چه غم از خزان آن گل که ز پی بهار دارد

دل چون تنور خواهد سخنان پخته لیکن

نه همه تنور سوز دل شهریار دارد

 

 

اشعار شهریار درباره عشق, اشعار عاشقانه شهریار

اشعار شهریار درباره عشق

 

 خودپرستی خداپرستی

تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است

طالع مگو که چشمه خورشید خاورست

کافر نه ایم و بر سرمان شور عاشقی است

آنرا که شور عشق به سر نیست کافر است

بر سردر عمارت مشروطه یادگار

نقش به خون نشسته عدل مظفر است

ما آرزوی عشرت فانی نمی کنیم

ما را سریر دولت باقی مسخر است

راه خداپرستی ازین دلشکستگی است

اقلیم خود پرستی از آن راه دیگر است

یک شعر عاقلی و دگر شعر عاشقی است

سعدی یکی سخنور و حافظ قلندر است

بگذار شهریار به گردون زند سریر

کز خاک پای خواجه شیرازش افسر است

 

 

اشعار شهریار درباره عشق, اشعار عاشقانه شهریار

اشعار شهریار

 

 دیدار آشنا

ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است

دائم گرفته چون دل من روی ماهش است

دیگر نگاه وصف بهاری نمی کند

شرح خزان دل به زبان نگاهش است

دیدم نهان فرشته شرم و عفاف او

آورده سر به گوش من و عذرخواهش است

بگریخته است از لب لعلش شکفتگی

دائم گرفتگی است که بر روی ماهش است

افتد گذار او به من از دور و گاهگاه

خواب خوشم همین گذر گاه گاهش است

هر چند اشتباه از او نیست لیکن او

با من هنوز هم خجل از اشتباهش است

اکنون گلی است زرد ولی از وفا هنوز

هر سرخ گل که در چمن آید گیاهش است

این برگهای زرد چمن نامه های اوست

وین بادهای سرد خزان پیک راهش است

در گوشه های غم که کند خلوتی به دل

یاد من و ترانه من تکیه گاهش است

من دلبخواه خویش نجستم ولی خدا

با هر کس آن دهد که به جان دلبخواهش است

در شهر ما گناه بود عشق و شهریار

زندانی ابد به سزای گناهش است

 

 

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته 


 

نوشته شده توسط:   الهه ناز  

شنبه 99 اردیبهشت 6  7:54 عصر

 

خدایا رحم کن,شعر خدایا رحم کن

خدایا رحم کن


شعر خدایا رحم کن بر من ( مولانا)
نه من بیهوده گرد کوچه و بازار می‌گردم
مذاق عاشقی دارم پی دیدار می‌گردم

خدایا رحم کن بر من پریشان وار می‌گردم
خطا کارم گناهکارم به حال زار می‌گردم

شراب شوق می نوشم به گرد یار می‌گردم
سخن مستانه می گویم ولی هوشیار می‌گردم

گهی خندم گهی گریم گهی افتم گهی خیزم
مسیحا در دلم پیدا و من بیمار می‌گردم

بیا جانا عنایت کن تو مولانای رومی را
غلام شمس تبریزم قلندروار می‌گردم

****خدایا رحم کن****


شعر خدایا رحم کن  ( سیروس بداغی)
خدایا رحم کن بر حال زارم
به جز درگاه تو جایی ندارم
مرا اشکی بده یا قابل التوب
که بر افعال خود قدری ببارم

****مناجات خدایا رحم کن****

شعر خدایا رحم کن (حسین زحمتکش)
آمده ما را بسوزاند، خدایا رحم کن
رحم کن بر روزگار تیر? ما رحم کن
چشم من دریاست، گیسوی پریشان تو موج
ای خروشان موج طوفانی، به دریا رحم کن
موجب رسواییِ من می‌شود پیراهنت
یوسف مصری! به دامان زلیخا رحم کن
مثل کفشی کهنه‌ام، ترکم کن اما بعد از این
بر کسی که این‌چنین افتاده از پا رحم کن
دست تو افتاده شمشیرم... به حال این اسیر
من اگر بودم نمی‌کردم! تو اما رحم کن
مانده‌ام در برزخی ما بین مرگ و زندگی
وقت تصمیم است اینک، یا بکش! یا رحم کن!

****شعر خدایا رحم کن****

شعر خدایا رحم کن ( محمد زوار)
اشکهایم دوباره دانه دانه می‌افتد
مدتی کار من به تو شبانه می‌افتد

سالها فکر معصیت مرا زمینم زد
رحم کن بر کسی که عاجزانه می‌افتد

بس که بار گناه دیگران به دوشم ماند
توشه‌های سفر، ز روی شانه می‌افتد

گفتم إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُون ‌و فهمیدم
گذر پوست به دباغخانه می‌افتد

با زبانم تو را نخوانده‌ام، پشیمانم
وای بر من که آتش‌ت زبانه می‌افتد

عبد خاطی منم، تو غافرالخطیئاتی
باز دارد به دست من بهانه می‌افتد

من زمین خورده‌ام، خودت مرا بلندم کن
مثل طفلی که زیر تازیانه می‌افتد

گفت: بابا، حلال کن که برنمی‌خیزم!
استخوانم شکسته است و جا نمی‌افتد

گردآوری: بخش مذهبی بیتوته


 

نوشته شده توسط:   الهه ناز  

چهارشنبه 99 فروردین 20  9:6 عصر

 

بهترین شعر برای خواهر , شعر نو در وصف خواهر

 شعر در مورد خواهر

 

خواهری دارم که از چشمه عشق ملکوت آمده است

چشمهایش به شفافی سرچشمه زیبایهاست

نفسهایش زندگیست

نامش رضوان است

روحش از جنس لطافت

دلش از جنس صبور

خواهرم خاطرات لحظه های زندگی در کوچه تنهاییست

خواهرم ماهتاب شبهای تاریک من است

خواهرم یک باغ گل در زیبایی خواب من است

خواهرم حاصل یک تنهایی

خواهرم حاصل یک قطره اشک از چشمان من است

خواهرم آمد از گرمی یک خواب بلند

یا که از گریه ابرهای بهار...شاید از یک رویا

دست بر دست خدا

سینه بر سینه عشق

میسپارم او را

دست بر دست یه تقدیر قشنگ

که بیاید از پشت کلامش

لغت عشق با نام خدا

چه زیبا من سخن میگویم

و اما به هنگام وصیت کردن

قلم روزگار را در دست

مینویسم بر صفحه خاک

شاعر: سبحان زنداقطاعی 

 

شعر کوتاه برای خواهر ، شعر در مورد خواهر

شعر کوتاه برای خواهر

 

با تو ای خواهر خوب افتخاری دارم

سربلندم در کوچه بازار چه حسی دارم

 

تو که در پاکی و خوبی شهره شهری

من به پرواز بلند توکه ایمان دارم

 

به چشمهایت معصومانه نگاه کن

که بینی درونش پاکی روان است

 

ابروهای کمانت چه زیبا و قشنگ است

که رنگین کمان هم از وجودش نگران است

 

صورتت از نوربا خورشید پا به پا است

که ماه هم این وسط باز نگران است

 

به رویت دوصد چندان درود باد

که رویت با بنفشه پا به پا است

 

به برق ان نگاه روشن تو

خدا داند ستاره بینوا است

 

تو در این مسلک و مکتب سرایی

به عرشی گرچه ان بالا خدا است

شاعر: امین عالی

 

بهترین شعر برای خواهر , شعر نو در وصف خواهر

بهترین شعر برای خواهر 

 

از مَلَک‌ها و پریان سَرتری

مهربان‌تر از تو در دنیا ندیدم خواهری

این زبانم قاصر است از وصف تو

چون تو رویایی و من خاکستری

چشم تو چون دُرِّنایاب است عزیز

ابروانت همچو شمشیر نبرد است تیزتیز

دلخوشم در آسمان چون با تواَم

خواهرم از طالعم اشکی نریز

گر نباشی من عصایم سربی است

با تو هر شب آسمانم آبی است

هرکُجا باشم، به یادت قانعم

چون که مهرت در دلم حکاکی است

آرزوی است بر دلم خوشبختی‌ات

روحم و جان و تنم قربانی‌ات

قرن‌هاست کس ندیده در زمین

 این همه صداقت، پاکی و انسانیت

هر چه گفتم قطره ایست از مهراو

خواهری چون او رویاییست بر سرم

شاعر: سید حامد سید کریمی

 

شعر کوتاه برای خواهر ، شعر در مورد خواهر

 چند شعر زیبا برای خواهر

 

خواهر

دارنده نگاه زیبا

پشتوانه خوبی

مهربان

دوستت دارم

صاحب هنر القای تاثیرات خوب

مجذوب کلامت

بگو تا سیراب شوم از بیانت

سبدصمغ اندود نفوذ ناپذیر

خواهر

یادآور استنشاق عطرگل یاس

احساس مشترک

آرام می شوم بایادت

آزاد می شوم درکنارت

رها می شوم درآسمان پرواز می کنم باصدایت

برروی سنگ مرمر باخط خوش می نویسم

خواهر دوستت دارم

شاعر: جابر قربانی 

 

شعر کوتاه برای خواهر ، شعر در مورد خواهر

شعر در مورد خواهر

 

خدایا خواهری دارم مثال گوهر و الماس

 که یار و یاور و غمخوار برای این دل تنهاست

 

خدایا خواهری دارم ز پاکی شهره عام است

نگاه او برای من گرفتاری یک دام است

 

خدایا خواهری دارم که مادر هم برایم بود

توی شادی توی ماتم همیشه پا به پایم بود

 

ز وصف روی ماه او چه گویم من نمی‌دانم

فرشته است یا که انسان است خود من هم نمی‌دانم

 

عجب بخت خوشی دارم که او شد مونس دردم

اگر او پیش من باشد دگر دنبال چه گردم؟

 

تویی عشق و تویی روحم تویی زیباتر از زیبا

 تویی آرامش خاطر تویی زیباتر از دیبا

 

دلت لبریز از مهر و وجودت غرق در نور است

تویی دائم کنار من اگرچه راه تو دور است

 

خدا داند چه اندازه وجودم غرق در رویت

نگاهم خیره چشم و اسیر تاب ابرویت

 

روم قربان چشمانت بگردم قد و بالایت

دلم تنها تو را خواهد ببوسم خاک پاهایت

 

تو مهری و عجب نازی نکن با این دلم بازی

چه گویم من نمیدانم که تو عشقی و مهرنازی

 

اگر این شعر من زیباست تو زیبا کرده‌ای آن را

 وگر نه یک نگاهی هم نیندازد کسی آن را

 

تو با معناترین معنا تو الگوی همه زن‌ها

تویی رعناترین رعنا تو مونس دل تنها

شاعر: مهیار ارزنده

 

شعر در سوگ خواهر :

 

بهترین شعر برای خواهر , شعر نو در وصف خواهر

شعر غمگین در سوگ خواهر

 

دلم بی تاب شده باز توی سینه

یه بغضی تو گلوم باز مهمونه

 

دوباره جای خالی تو خواهر

وجودم رو کم کم می شکونه

 

صدای خنده های تو تو گوشم

صدای گریه ها مو در میاره

 

دلم تنگه دیگه دست خودم نیست

چشام بی اختیار داره میباره

 

تو نیستی قلب من هم غصه داره

چشام بی خواب شده باز بی قراره

 

بهشت هم که بشه دنیا واسه من

بی تو دنیا دیگه معنا نداره .... بی تو دنیا دیگه معنا نداره

 

هزار بار خاطرات و دوره کردم

هنوزم مرگ تو باور نکردم

 

تو نیستی خونه بی تو سوت و کوره

الهی خواهرم دورت بگردم ..... الهی خواهرم دورت بگردم

 

چه رسمی داره این رسم زمونه

می چینه هر گلی که مهربونه

 

دیگه دیدارمون رفت به قیامت

بی تو خواهر می شم من یه دیوونه

شاعر : سید مهدی هاشمی 

 

شعر کوتاه برای خواهر ، شعر در مورد خواهر

شعری برای خواهر از دست رفته ام 

 

قلم ای مونس شبهای تارم

 قلم تنها رفیق روزگارم

 

فلک بگرفت از من خواهرم را 

چه سازم من طریق روزگارم

 

قلم جزتو کسی نیست تا نویسد

که اوبرده شفیق روزگارم

 

نداشتم اینچنین غم من به دوران 

عمیق تر از عمیق در روزگارم

 

قلم دورت بگردم خواهرم رفت

 یگانه مونس وتاج سرم رفت

 

بیا سنگ تمام نِه خوب بنویس 

که تنها دُر وگوهر از برم رفت

 

قلم تاریک گشته روزگارم

ز بعد گُل که رفته از کنارم

 

قلم بنویس او بودست یگانه 

که بعد از او دگرخواهر ندارم

 

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته 


 

نوشته شده توسط:   الهه ناز  

پنج شنبه 99 فروردین 7  7:36 عصر

 

 شعر شاهنامه, شعرهای فردوسی

شعر شاهنامه فردوسی

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زاده? 329 ه‍.ق، 319 ه‍.خ - درگذشته? پیش از 411 ه‍.ق، 397 ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سراینده? شاهنامه حماسه? ملی ایرانیان. او را بزرگ‌ترین سراینده? پارسی‌گو دانسته‌اند. 

 

دل روشن من چو برگشت ازوی

سوی تخت شاه جهان کرد روی

 

که این نامه را دست پیش آورم

 ز دفتر به گفتار خویش آورم

 

بپرسیدم از هر کسی بیشمار

 بترسیدم از گردش روزگار

 

مگر خود درنگم نباشد بسی

بباید سپردن به دیگر کسی

 

و دیگر که گنجم وفادار نیست

همین رنج را کس خریدار نیست

 

برین گونه یک چند بگذاشتم

 سخن را نهفته همی داشتم

 

سراسر زمانه پر از جنگ بود

به جویندگان بر جهان تنگ بود

 

ز نیکو سخن به چه اندر جهان

به نزد سخن سنج فرخ مهان

 

اگر نامدی این سخن از خدای

نبی کی بدی نزد ما رهنمای

 

به شهرم یکی مهربان دوست بود

تو گفتی که با من به یک پوست بود

 

مرا گفت خوب آمد این رای تو

به نیکی گراید همی پای تو

 

نبشته من این نامه? پهلوی

به پیش تو آرم مگر نغنوی

 

گشاده زبان و جوانیت هست

سخن گفتن پهلوانیت هست

 

شو این نامه? خسروان بازگوی

بدین جوی نزد مهان آبروی

 

چو آورد این نامه نزدیک من

برافروخت این جان تاریک من

 

شعر فردوسی کوتاه, یک بیت شعر از فردوسی

شعر از فردوسی

 

ندانی که ایران نشست منست

جهان سر به سر زیر دست منست

 

هنر نزد ایرانیان است و بــس

ندادند شـیر ژیان را بکس

 

همه یکدلانند یـزدان شناس

بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس

 

دریغ است ایـران که ویـران شود

کنام پلنگان و شیران شـود

 

چـو ایـران نباشد تن من مـباد

در این بوم و بر زنده یک تن مباد

 

همـه روی یکسر بجـنگ آوریـم

جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم

 

همه سربسر تن به کشتن دهیم

بـه از آنکه کشـور به دشمن دهیم

 

چنین گفت موبد که مرد بنام

بـه از زنـده دشمـن بر او شاد کام

 

اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار

چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــار زار

 

 شعر شاهنامه, شعرهای فردوسی

شعرهای فردوسی

 

دل روشن من چو برگشت ازوی

سوی تخت شاه جهان کرد روی

 

که این نامه را دست پیش آورم

ز دفتر به گفتار خویش آورم

 

بپرسیدم از هر کسی بیشمار

بترسیدم از گردش روزگار

 

مگر خود درنگم نباشد بسی

بباید سپردن به دیگر کسی

 

و دیگر که گنجم وفادار نیست

همین رنج را کس خریدار نیست

 

برین گونه یک چند بگذاشتم

سخن را نهفته همی داشتم

 

سراسر زمانه پر از جنگ بود

به جویندگان بر جهان تنگ بود

 

ز نیکو سخن به چه اندر جهان

به نزد سخن سنج فرخ مهان

 

اگر نامدی این سخن از خدای

نبی کی بدی نزد ما رهنمای

 

به شهرم یکی مهربان دوست بود

تو گفتی که با من به یک پوست بود

 

مرا گفت خوب آمد این رای تو

به نیکی گراید همی پای تو

 

نبشته من این نامه? پهلوی

به پیش تو آرم مگر نغنوی

 

گشاده زبان و جوانیت هست

سخن گفتن پهلوانیت هست

 

شو این نامه? خسروان بازگوی

بدین جوی نزد مهان آبروی

 

چو آورد این نامه نزدیک من

برافروخت این جان تاریک من

 

شعر فردوسی کوتاه, یک بیت شعر از فردوسی

 اشعار فردوسی

 

ترا دانش و دین رهاند درست

در رستگاری ببایدت جست

 

وگر دل نخواهی که باشد نژند

نخواهی که دایم بوی مستمند

 

به گفتار پیغمبرت راه جوی

دل از تیرگیها بدین آب شوی

 

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی

خداوند امر و خداوند نهی

 

که خورشید بعد از رسولان مه

نتابید بر کس ز بوبکر به

 

عمر کرد اسلام را آشکار

بیاراست گیتی چو باغ بهار

 

پس از هر دوان بود عثمان گزین

خداوند شرم و خداوند دین

 

چهارم علی بود جفت بتول

که او را به خوبی ستاید رسول

 

که من شهر علمم علیم در ست

درست این سخن قول پیغمبرست

 

گواهی دهم کاین سخنها ز اوست

تو گویی دو گوشم پرآواز اوست

 

علی را چنین گفت و دیگر همین

کزیشان قوی شد به هر گونه دین

 

نبی آفتاب و صحابان چو ماه

به هم بسته? یکدگر راست راه

 

منم بنده? اهل بیت نبی

ستاینده? خاک و پای وصی

 

حکیم این جهان را چو دریا نهاد

برانگیخته موج ازو تندباد

 

چو هفتاد کشتی برو ساخته

همه بادبانها برافراخته

 

یکی پهن کشتی بسان عروس

بیاراسته همچو چشم خروس

 

محمد بدو اندرون با علی

همان اهل بیت نبی و ولی

 

خردمند کز دور دریا بدید

کرانه نه پیدا و بن ناپدید

 

بدانست کو موج خواهد زدن

کس از غرق بیرون نخواهد شدن

 

به دل گفت اگر با نبی و وصی

شوم غرقه دارم دو یار وفی

 

همانا که باشد مرا دستگیر

خداوند تاج و لوا و سریر

 

خداوند جوی می و انگبین

همان چشمه? شیر و ماء معین

 

اگر چشم داری به دیگر سرای

به نزد نبی و علی گیر جای

 

گرت زین بد آید گناه منست

چنین است و این دین و راه منست

 

برین زادم و هم برین بگذرم

چنان دان که خاک پی حیدرم

 

دلت گر به راه خطا مایلست

ترا دشمن اندر جهان خود دلست

 

نباشد جز از بی‌پدر دشمنش

که یزدان به آتش بسوزد تنش

 

هر آنکس که در جانش بغض علیست

ازو زارتر در جهان زار کیست

 

نگر تا نداری به بازی جهان

نه برگردی از نیک پی همرهان

 

همه نیکی ات باید آغاز کرد

چو با نیکنامان بوی همنورد

 

از این در سخن چند رانم همی

همانا کرانش ندانم همی

 

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته 

 


 

نوشته شده توسط:   الهه ناز  

پنج شنبه 99 فروردین 7  7:23 عصر

 

اشعار سهراب سپهری عاشقانه, عاشقانه های سهراب سپهری

شعر عاشقانه سهراب سپهری

 

گاه می اندیشم ،

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟

آن زمان که خبر مرگ مرا

از کسی می شنوی ، روی تو را

کاشکی می دیدم.

شانه بالا زدنت را،

بی قید

و تکان دادن دستت که ،

مهم نیست زیاد

و تکان دادن سر را که ،

عجیب! عاقبت مرد؟

کاشکی می دیدم!

من به خود می گویم:

چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا

 آتش عشق تو خاکستر کرد؟

سهراب سپهری

 

عاشقانه های سهراب سپهری, شعر عاشقانه از سهراب

 شعر جنگل سهراب سپهری 

 

می رویید در جنگل . خاموشی رویا بود

شبنم بر جا بود

درها باز . چشم تماشا باز . چشم تماشاتر . و خدا در هر … آیا بود

خورشیدی در هر مشت:بام نگه بالا بود

می بویید. گل وا بود بوییدن بی ما بود :زیبا بود

تنهایی . تنها بود

نا پیدا . پیدا بود

 او آنجا . آنجا بود

سهراب سپهری

 

عاشقانه های سهراب سپهری, شعر عاشقانه از سهراب

 اشعار عاشقانه سهراب سپهری

 

پنجره را به پهنای جهان می گشایم:

جاده تهی است. درخت گرانبار شب است.

نمی لرزد ، آب از رفتن خسته است : تو نیستی ، نوسان نیست

تو نیستی ، و تپیدن گردابی است

تو نیستی ، و غریو رودها گویا نیست ، و دره ها ناخواناست

می آیی :‌ شب از چهره ها بر می خیزد ، راز از هستی می پرد

می روی : چمن تاریک می شود ، جوشش چشمه می کشند

چشمانت را می بندی : ابهام به علف می پیچد

سیمای تو می وزد ، و آب بیدار می شود

می گذری ، و آیینه نفس می کشد

جاده تهی است. تو باز نخواهی گشت ، و چشم به راه تو نیست

پگاه ، دروگران از جاده ی روبرو سر می رسند: رسیدگی خوشه هایم را به رویا دیده اند.

سهراب سپهری

 

اشعار سهراب سپهری عاشقانه, عاشقانه های سهراب سپهری

عاشقانه های سهراب سپهری

 

نه تو می مانی

نه اندوه 

و نه ، هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود ، قسم

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت

غصه هم ، خواهد رفت

آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند

لحظه ها عریانند

به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز

نه تو می مانی

نه اندوه

و نه ، هیچ یک از مردم این آبادی

 به حباب نگران لب یک رود ، قسم

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت

غصه هم ، خواهد رفت

آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند

لحظه ها عریانند

به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز

تو به آیینه

 نه

آیینه به تو ، خیره شده است

تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید

و اگر بغض کنی

آه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کرد

گنجه دیروزت ، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف

بسته های فردا ، همه ای کاش ای کاش

 ظرف این لحظه ، ولیکن خالی است

ساحت سینه ، پذیرای چه کس خواهد بود

 غم که از راه رسید ، در این سینه بر او باز مکن

تا خدا ، یک رگ گردن باقی است

تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده

سهراب سپهری

 

عاشقانه های سهراب سپهری, شعر عاشقانه از سهراب

شعر عاشقانه از سهراب

 

لب ها می لرزند. شب می تپد. جنگل نفس می کشد.

پروای چه داری ، مرا در شب بازوانت سفر ده

انگشتان شبانه ات را می فشارم ، و باد شقایق دوردست را پر پر می کند

به سقف جنگل می نگری: ستارگان درخیسی چشمانت می دوند

بی اشک چشمان تو ناتمام است ، و نمناکی جنگل نارساست

دستانت را می گشایی ، گره تاریکی می گشاید

لبخند می زنی ، رشته ی رمز می لرزد

می نگری ، رسایی چهره ات حیران می کند

بیا با جاده ی پیوستگی برویم

خزندگان درخوابند. دروازه ی ابدیت باز است. آفتابی شویم

چشمان را بسپاریم ،که مهتاب آشنایی فرود آمد

لبان را گم کنیم ، که صدا نا بهنگام است

در خواب درختان نوشیده شویم ، که شکوه روییدن در ما می گذرد

باد می شکند. شب راکد می ماند. جنگل از تپش می افتد

جوشش اشک هم آهنگی را می شنویم ، و شیره ی گیاهان به سوی ابدیت می رود.

سهراب سپهری

 

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

 


 
   1   2      >
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
 
چهارشنبه 99 مرداد 22
امروز:   1707 بازدید
دیروز:   1091  بازدید
فهرست
پیوندهای روزانه
آشنایی با من
جمله های طلایی و مطالب گوناگون
الهه ناز
دلسوز و مهربان نسبت به همه بنده های خدا هستم و سعی میکنم به همه کمک کنم. لطف کنید وبلاگ را فقط با اکسپلورر مشاهده فرمایید چون اینطوری دیگه بهم ریخته نخواهد شد...
لوگوی خودم
جمله های طلایی و مطالب گوناگون
اوقات شرعی
لینک دوستان
به سوی فردا
دانلود آهنگ جدید
خورشید تابنده عشق
سرباز ولایت
سکوت ابدی
لحظه های آبی
ن والقلم ومایسطرون
Different.fdan
Smile of dream
نظرمن
EMOZIONANTE
ای که مرا خوانده ای ، راه نشانم بده
سایت مهندسین پلیمر
Polymer Engineers of Darab University

آخرالزمان و منتظران ظهور
((( لــبــخــنــد قـــلـــم (((
SIAH POOSH
بخور زار
بلوچستان
د نـیـــای جـــوانـی
منتظر ظهور
فرزانگان امیدوار
عصر پادشاهان
بامبو
***جزین***
رز یخ زده
اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی
معرفی سایت ها و بهترین های اینترنت
مدرسه ای شاد
محفل آشنایان((IMAN))
عاشقان
آخرین روز دنیا
لنگه کفش
هیس
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
● بندیر ●
اتاق دلتنگی
دیار عاشقان
مهر بر لب زده
ادبیات و فرهنگ
MATIN 3DA
اگه باحالی بیاتو
ارتش دلاور
عشاق((عکس.مطلب.شعرو...))
PARANDEYE 3 PA
PARANDEYE 3 PA
فانوسهای خاموش
مهندسی مکانیک ( حرارت و سیالات)-محی الدین اله دادی
همنشین
کانون فرهنگی شهدا
ساده دل تنها
یا د د اشت ها ی شخصی خو د م .
سایت مشاوره بهترین تمبرهای جهان دکترسخنی
شهرستان بجنورد
وبلاگ آموزش آرایشگری
کلکسیون تمبرخانواده شهید محمدسخنی وجمیله رمضان
اسیرعشق
||*^ــــ^*|| diafeh ||*^ــــ^ *||
سایت طنز و کاریکاتور دکتررحمت سخنی
شب و تنهایی عشق
داستانهای واقعی روابط عمومی Dr.Rahmat Sokhani
عصر پاییزی
به خوبی فکر کن
آقاشیر
دانلود بازی موبایل بازی موبایل بازی موبایل بازی موبایل
.دوازدهمین سوارسرنوشت
کامپیوتر+ اینترنت+ ...
عاشق آسمونی
ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی
روانشناسی آیناز
کـــــلام نـــو
جبهه مقاومت وبیداری اسلامی
سایت جامع اطلاع رسانی برای جوانان ایرانی
آوای قلبها...
طب ورزشی دکتررحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
دوربین مدار بسته
سفیر دوستی
سایت گوناگون دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
آسمان آبی من
تنهایی......!!!!!!
خبر روز
کربلا
رویش
یادداشتها و برداشتها
تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر
آموزش شنا
معیار عدل
کارشناس مدیریت بازرگانی: مهران حداد
سکوتی پرازصدا
xXx رنـــــــــــگـــــــــارنـــــــــــــــگ xXx
.: شهر عشق :.
تک درخت
پیامنمای جامع
پرنسس زیبایی
بوی سیب BOUYE SIB
نکته های زندگی
معرفی روستای قزل احمد
ما تا آخرایستاده ایم
روستای چشام
سایت روستای چشام
عکس سرا + جام جهانی 2010
عکس های عاشقانه
بنده ی ناچیز خدا
رفقا
اس ام اس های عاشقانه
فقط عشقو لانه ها وارید شوند
پتی آباد سینمای ایران
PARSTIN ... MUSIC
سلام آقاجان
منطقه آزاد
❤ღنیلوفرهای آبیღ❤
علی پیشتاز
هگمتانه
گیاهان دارویی
محمدمبین احسانی نیا
ستاره سهیل
اندیشه های من
ღღتنهاییღღ
تنهایی
شــــــهدای روستای مـــکـــی کوهسرخ
درهم
*bad boy*
آیینه های ناگهان
عاشقتم
یاد نیما
واقعه
چوک بندر
مشاوره - روانشناسی
عشق آباد شهرمن
بچه های خدایی
گل رازقی
شبستان
دل شکســــته
برادران شهید هاشمی
شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد
اسطوره عشق مادر
نور
Dark Future
**عاشقانه ها**
الهگان
سلامتی و فرج امام زمان صلوات
عشق
ترانه ی زندگیم (Loyal)
توشه آخرت
Manna
دریایی از غم
ارواحنا فداک یا زینب
علمدار بصیر
عشق الهی: نگاه به دین با ...
عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر)
انجام پروژه های دانشجویی برای دانشجویان کنترل

اواز قطره
محمد قدرتی Mohammad Ghodrati
پیمان دانلود
بچّه شهید (به یاد شهدا)
یه دختره تنها
ورزشهای رزمی
سرباز حریم ولایت
جک ، اس ام اس و عکس
سماموس
حکیم دزفولی
خنده بازار
گل همیشه نازم
ऌ عاشق بی معشوق ऌ
گل خشک
راه فضیلت
نامه ای در راه عشق
نت سرای الماس
دل پر خاطره
مردود
ست سارافون ودامن شلواری نیلوف
دهکده کوچک ما
گروه اینترنتی جرقه داتکو
نهِ/ دی/ هشتاد و هشت
فقط خدا
COMPUTER ENGINEERING &
شاه تور
اسرا
غزلیات محسن نصیری(هامون)
پاتوق دخترها
اس ام اس جدید
موعود
آتیه سازان اهواز
نور غدیر
دُرُخـــــــــــــــــــــــش
این نیز بگذرد ...
گالری رنگارنگ
خداجون دوستت دارم
کان ذن ریو کاراته دو ایلخچی
کلاس من
اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
کیمیا
طوبای محبت
نوری چایی_بیجار
* روان شناسی ** ** psychology *
دوستانه
xXx عکسدونی xXx
شخصی
هرچه می خواهد دل تنگم میذارم
کتابهای رایگان برای همه
مهربانی
نقاشی های الیکا یحیایی
اصولی رایانه
سید خراسانی
زمزمه تنها
« عــــــفـــــــاف و حـــــجــــــاب »
سوادکوهی ریکا
سکوت(فریاد)
نوستالوژی دل ....
عاشقانه ها
mohammad
حرفهای شیرین
عرفان وادب
خیارج سرای من است
حرفهای آسمانی
شَبـَــــــــــــــکَة المِشـــــــــــــکاة الإسلامیــــــــــة
احسان ابراهیم پور
بهنام دانلود
مجموعه مقالات رایانه MOGHALAT COMPUTER
عاشقانه ها
باشگاه پرواز
سکوت پرسروصدا
بدنسازی و هیکل
khoshbakhti
فرهنگی
Morteza Qasemi:Violinist
تنها

راه انداز و برنامه نویس پی ال سی+تازه های فناوری اطلاعات
چشم انتظار
درگز دیار آشنا
عشق بزرگ ترین دروغ دنیاست
دل شکسته
پیامک 590
خط بارون
خط بارون
خط بارون
نبض شاه تور
فرزند روح الله
اخبار دنیای عشق
تجربه های مربی کوچک
صل الله علی الباکین علی الحسین
Sense Of Tune
ghamzade
یٰا عِمٰادَ مَنْ لا عِمٰادَ لَهْ
متالورژی_دانلود فایل برای دانشجویان متالورژی (rikhtegari.com)
رویایی زندگی کردن...
اسماء الحسنی
خوش مرام
تینا
ستاره سهیل
جلسه قرآن وعترت کاشان
قافله شهدا
♥ღردپای عشق♥ღ
در پناه آسمون
انتظار نور
برو بچه های ارزشی
Chamran University Accounting Association
پاتوق سرا
عشق سرخ
مقاله های تربیتی
یاس من
آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
فقط خدا
دوزخیان زمین
گل یا پوچ ؟
داستان یک روز
vagte raftan
ناکام دات کام
آزاد اندیشان
گنجینه
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
حفاظ
محمد شادانی
مناجات با عشق
فهادانــ
دانشجو
بیاببین چیه ؟
از یک انسان
غم
زازران
مریم بانو
mahoor
مرجع اس ام اسSMS
قرمز ها
جالب انگیزناک
فقط من برای تو
یادداشتهای روزانه رضا سروری
سیاه و سفید
داود ملکزاده خاصلویی
دوباره سبز می شویم...
شش گوشه
ریاضیات
نوجوونی از خودتون
عکس
امپراتوری هخامنشیان
ME&YOU
*مظلومیت اهل البیت(علیهم السلام)*
* رز آبی *
امام زمان (ع)
آوای آشنا
آرشیو
آرشیو مطالب کتاب جمله های طلایی و مطالب گوناگون[58] . جمله های طلایی[17] . ازدواج[8] . آرامش[4] . تصاویر[4] . خانواده سبز[4] . زندگی[4] . عشق[3] . خوشبختی[3] . رومانتیک[3] . سلامتی[3] . تصویر[3] . زن[3] . میلاد[3] . گناه[2] . مادر[2] . گزیده مجله خانواده سبز[2] . کشمیر[2] . قرآن[2] . عیدنوروز[2] . فریدون مشیری[2] . قانون جذب[2] . مناظره[2] . یادگاری دوستان[2] . کبد چرب[2] . نعمت[2] . جملات الهام بخش و زیبا برای زندگی[2] . خدا هست[2] . تکالیف[2] . تکنولوژی فکر[2] . حسین[2] . دختر[2] . دوستت دارم[2] . دوستی[2] . داستان[2] . زیبایی[2] . علی(ع)[2] . شب قدر[2] . صلوات[2] . صوفی و خرش[2] . اسلام[2] . ارتباط[2] . اس ام اس[2] . پیامبر[2] . اعمال[2] . اعمال شب لیله الرغائب . اعمال هنگام خواب . افتخار به زن بودن . افرادی که چشمشان کمتر از یک نمره ضعیف است، لیزیک نکنند . افسانه زن . افکاردیگران . اقدام عجیب . اگر خستگی و کسالت رهایتان نمی‌کند ! . اگر دعایتان مستجاب شد مواظب سه حالت باشید . اگر نمیتوانی . الحمد لله . الله الله و استجابت دعا . الهی قمشه ای . اما... . امام باقر . امام جعفرصادق . امام رضا (ع) . امام رضا علیه السلام و حفظ آبروی شیعه خراسانی . امام زمان . امام صادق . امام کاظم . امام هادی . امشب لیلةالرغائب . امنیت . امید . امید به زندگی به 150 سال می‌رسد . امیدوار کننده ترین آیه در قرآن . امیدواری . انتخاب نوع حجاب . اندیشه ها . انسان . انسانهای سبز . انگشتر بهشتى . انواع سوشی با طراحی های دیدنی و زیبا . انواع مختلف کفش . اولین ژیانی که تولید شد/عکس . اولین و آخرین سفر انسان به ماه . ای جوووونم . ایدز . ایده . ایده بزرگ . ایران برگر . ایران پرمصرف‌ترین مشتری سیگار تا 40 سال آینده . این 9 خرافه سلامت را باور نکنید! . این خوردنی‌ها شما را خسته‌ می‌کنند . این خوشمزه ها شما را پیر می‌کنند! . این ستارگان زن از شوهرانشان پولدارترند! . این ماده مغذی محافظ لثه است . این میان وعده مانع پرخوری می شود . این نانوایی نان ندارد . اینترنت با مغز ما چه می‌کند . بـآیَـ? . با 16 درخت با شکوه در گوشه و کنار جهان آشنا شوید . با اصول و کلیدهای فهم زبان بدن آشنا شویم! . با اظهار نیاز خود را ذلیل نکنید . با افراد عصبی چگونه برخورد کنیم . با این 12 انگیزه ازدواج نکنید! . با این لباس ها خوش اندام می شوید . با این نوشیدنی شیرین لاغر شوید . با بیل و کلنگ به جان تاریخ یزد افتادند . با تلاش . با خزان‌ زدگی پوستمان چه کنیم . با زبان بدن، مچ همه را بگیرید! . با فواید دارچین آشنا شویم . با مردان کوتاه قد ازدواج کنید! . بارهنگ . بازداشت یکی‌از عوامل تحریکات‌اخیر دراصفهان . بازیگر زن ایرانی از تغییر جنسیت و دنیای مردانه‌اش می‌گوید . باشگاه لاغر اندام های گوشی های موبایل! . بافتن موها . بانوی ایرانی، بهترین ورزشکار زن سال 2014 آسیا . باید و نبایدهای طراحی دکور فضای داخلی خانه . ببخش . بخشش . بخشش کنید، اما . بخور نخور‌های پاییزی از دید طب سنتی . بدون رژیم گرفتن لاغر شوید . برای نوجوان خود وقت بگذارید . برخی از آثار نماز شب . برداشتن موانع موفقیت . برکات‌ ماه‌ رمضان‌ . بسیار مهم و حیاتی . بلایی که سیگار بر چهره می‌‌آورد . به بهانه فیلم ملک سلیمان (ارتباط،دوستی و ...با اجنه مسایل دیگر) . به زن بودنتان افتخار کنید . بهترزندگی کردن . بهترزیستن . بهترین . بهترین خوراکی‌ها برای داشتن چشمانی زیبا . بهترین دعاى حاجت . بهترین راهنمای انتخاب و خرید لباس پاییزی . بهترین فبلت‌هایی که می‌توانید در پاییز خریداری کنید . بهترین و بدترین موادغذایی برای دیابتی‌ها . بهترین و جالب ترین سلفی های 2014 . بهترین کرم دور چشم، مناسب سنِ شما . بهترینها برای سال نو . بهره مندی از دنیا . بهروز یاسمی . بیست معجزه . بیش از 120 انسان منجمد در انتظار حیات دوباره‌اند! . بیماری که جان مرتضی پاشایی را گرفت جدی بگیرید . بیوگرافی ناصر گیتی‌جاه . پاداش کسی که آیة الکرسی را زیاد می خواند . پاسخ . پاسخ به سوالات . پای صحبت «نامزد مرتضی پاشایی» . پایان یا آغاز عاشق . پایه تخت . پایه های اخلاق . پردرآمدترین شغل ها برای زنان . پرسش . پروانه . پروردگار . پس از فوت همسرش! . پسر . پل . پلک بزنید . پند . پوکی استخوان . پیام . پیام ضروری . " دانش کم چیز خطرناکی است " . "حبس" در انتظار مزاحمان تلفنی 115 . "زمین در خوش ترین احوال" . «بهنام تشکر» پدربزرگ شد! . 10 اختراع برتر 2014 معرفی شد . 10 ترفند ساده برای سال اول ازدواج . 10 تفاوت عمده بین مغز زنان و مردان! . 10 چیزی که زن‌ها درمورد مردها تنفر دارند . 10 چیزی که هرگز نباید روی صورت تان قرار دهید . 10 درس زندگی . 10 دلیلی که باعث می‌شوند هرگز ثروتمند نشوید! . 10 راز تحریک متابولیسم بدن . 10 راز حل نشده در مورد انسان‌های اولیه . 10 راز نادیده گرفته شده از تاریخ . 10 روش برای اینکه در زندگی خوش شانس باشیم . 10 فایده معجزه‌ آسای زنجبیل . 10 فرمول ساده برای چکاپ شخصی . 10 مسکن طبیعی عالی برای دردهای قاعدگی . 100 دلاری . 12 آلوده‌کننده هوای داخل خانه . 13 عادت روزمره که باعث پیری میشود . 13 واقعیت چینی که شاید نشنیده باشید . 1387 . 14 باور غلط گوارشی . 14 نکته برای رسیدن به زندگی شادتر! . 15 واقعیت جالب در مورد هند که تا به حال نشنیده اید . 15 کاری که افراد برخوردار از اعتماد به نفس بالا انجام نمی‌دهند . 15روز . 16 اشتباهی که شما را کوتوله نشان می‌دهد! . 18 توصیه همسرانه برای آقایان . 20 دقیقه قبل از خواب قهوه بنوشید . 22 نکته تغذیه‌ای،نمره سلامت‌ . 25 نکته طلایی . 27 چیزی که در 27 سالگی باید یاد گرفت . 3 سال متوالی خشکسالی متوسط تا شدید در 8 استان . 30 . 30 بلایی که نباید سرخودتان بیاورید !!! . 30سال . 4 برابر شدن جمعیت سالمندی ایران . 40 آموزه مهم درباره همسرداری از زبان ائمه . 40 درصد از 200 نوع سرطان، قابل پیشگیری است . 40 نکته مهم اخلاقی در 40 جمله کوتاه و خواندنی . 40درس . 5 اشتباه در شستن صورت . 5 ترفند برای کار کمتر و موفقیت بیشتر در زندگی . 5 نکته حیاتی برای پیاده روی در تابستان . 50 . 6 چای گیاهی که سالم تان می کنند . 6 راهکار برای فرار از استرس های کاری . 6 فایده . 7 پیشنهاد غذایی مهم پزشکان برای سلامت و زندگی شاد خانم ها . 7 دلیل کاهش تمایل زنان به بچه‌دار شدن . 7 غذای ساده برای 7 موقعیت حساس . 79 درصد روزهای امسال پاک و سالم بودند . 7سین . 8 جاذبه طبیعت گردی ایران . 8 غذای سمی . 8 ماده خوراکی برای کم کردن اشتها . 8 نکته مهم . 9 توصیه‌ مفید صبحانه‌ ای! . 9 عادتی که ثروتمندان در زندگی دارند . 9 یار سلامتی بدن به شرط اعتدال . Art . Beautiful letter . Best Photograph . change me . Frying eggs made easy . Kashmir . Nice Garden . RED X RED . sms-اس ام اس . snake man . Surgery of a snake . Taronga Zoo . wow!!! . آبان ماه . آبان، ماه کم آبی تهرانی ها . آتش چهارشنبه . آثار روابط جنسی از منظر قرآن . آخر الزمان . آخرین آمار ازدواج و طلاق در کشور . آخرین آمار بیکاری در کشور . آخرین حرف تو چیست؟ . آدم برفی . آرام شدن . پیامبر اکرم . پیامبر اکرم(ص) . پیامبر اکرم(ص) نمونه کامل اخلاق . پیامبراکرم . پیامبران . پیرزن و مرد گوژپشت . پیشگیری از بارداری در ابتدای ازدواج . پیشگیری از سرطان . پیشنهاد هیجان‌انگیز برای موهای شما . پیوندهای روزانه . تئوری پنجره شکسته . تاثیر رنگ های شاد بر خلاقیت انسان ها . تاثیر قرمزوآبی . تاثیر میوه‌های بنفش و آبی در تقویت حافظه . تاثیر والدین در اخلاق . تاریخچه هفت سین . تاریخچه ولنتاین . تبدیل برج آب قدیمی به یک خانه مدرن . تبریک . تجلیل از پدر تعلیم وتربیت ایران در روز جهانی کودک . تخریب 2 طبقه پاساژ علاءالدین... . تدابیر مردان در همسرداری . تدبیر درست . ترافیک پرحجم در جاده های کشور . ترایفـل کاسـه ای رنگی . ترفندهای ساده برای زندگی . ترفندهای یک کدبانوی کامل . ترول . ترک کف پا را جدی بگیرید . تزریق انسولین، باعث ایجاد سرطان خون می‌شود . تزیین تخم مرغ . تست . تستهایی جالب برای تشخیص طلای اصل از طلای تقلبی . تشخیص آلزایمر از طریق راه رفتن . تشخیص آلزایمر با تست بویایی ! . آزاردهنده‌ترین مشکلات اندروید جدید . آسون ترین کار و سخت ترین کار . آشنایی با علائم، راه‌های تشخیص و مقابله با ویروس‌ کرونا . آشنایی با علایم و نشانه بیماری ها در چهره . آشنایی با معماران چیره دست دنیای جانوران . آشنایی با ویتامین D و بیماری های کمبود ویتامین D . آفرینش زن . آلودگی در آب تهران نداریم . آمادگی ازدواج . آموزش درست کردن بهترین سیب‌ زمینی سرخ کرده‌ دنیا . آموزش نماز . آموزش کمک‌های اولیه به مصدومین اسید پاشی . آموزنده . آموزه های طنز و جالب عمه کتی .
آرشیو
اشتراک
 
طراح قالب
www.parsiblog.com